X
تبلیغات
pezeshki 91 -zanjan

 
تاريخ : چهارشنبه سوم اردیبهشت 1393
سلام دوستان...

کمیته تحقیقات دانشگاه قراره ازین به بعد مجله ی علمی پژوهشی منتشر کنه واسه کل کشور...

دنبال یه اسم رسمی و جالب واسه مجله هستیم...

لطف کنید روش فکر کنید و اگه اسمی به ذهنتون رسید تا فردا یا اینجا یا حضوری به من بگید...

ممنون از همکاریتون!!



ارسال توسط مریم پایره
 
تاريخ : سه شنبه دوم اردیبهشت 1393
سلام به رسم همیشگی...

متاسفانه باخبر شدیم یکی از همکلاسیامون مادربزرگشو از دست داد... مادربزرگی که مثل مادر بود براش...

آقای سهیل شکری از طرف بچه های کلاس فوت مادربزرگت رو بهت و خانواده ی محترمت تسلیت میگیم...

ایشالا که غم آخرتون باشه...

ما رو هم تو غمت شریک بدون!

خدایش بیامرزد!



ارسال توسط میلاد عبادی
 
تاريخ : دوشنبه یکم اردیبهشت 1393
  حدس بزنید امروز چه روزیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟





انگااااااااار خبریه!!!!!!!!!چه خبره!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟






 عجله نکنید!!!!!الان بهتون میگیم..........امروز که به عبارتی میشه اولین روز از دومین ماه سال میخوایم آخرین تولد وبلاگیمونو تبریک بگیم که تولد یکی از خانوم دکترای گل کلاسه.......





خانوم دکتر زهرا اصل روستا تولدت با آرزوی بهترین ها مبااااااارک!!!!!!






ارسال توسط بر و بچه های گل کلاس
 
تاريخ : شنبه سی ام فروردین 1393


شنیده می‌ شود از آسمان صدایی که...

کشیده شعر مرا باز هم به جایی که ...

نبود هیچ کسی جز خدا،خدایی که...

نوشت نام تو را، نام آشنایی که 

پس از نوشتن آن آسمان تبسم کرد 

و از شنیدنش افلاک دست و پا گم کرد

نوشت فاطمه، شاعر زبانش الکن شد

نوشت فاطمه هفت آسمان مزین شد

نوشت فاطمه تکلیف نور روشن شد

دلیل خلق زمین و زمان معین شد

نوشت فاطمه یعنی خدا غزل گفته است

غزل قصیده‌ ی نابی که در ازل گفته است

نوشت فاطمه تعریف دیگری دارد

ز درک خاک مقام فراتری دارد

خوشا به حال پیمبر چه مادری دارد

    درون خانه بهشت معطری دارد


 ولادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و روز مادررو به همه مادرای بزرگوار،فداکار و دوست داشتنی تبریک میگم.



ادمه مطلب رو حتما بخونید!!


ادامه مطلب...
ارسال توسط حانیه مهرانی
 
تاريخ : جمعه بیست و نهم فروردین 1393

دوستان سلام:

قراره برای جشن به کلیپ درست کنیم که شامل عکس های خاطره انگیزمون توی این 4 ترم میشه.

از شما دعوت می کنیم که عکس های زیبای خودتون رو دراختیار ما بذارین.

هرجورعکسی که از خودتون و دوستاتون دارین رو میتونین بدین( چه تو دانشگاه و چه بیرون و چه خوابگاه )

هر کسی که عکسی رو میده باید خودش قبلا با افرادی که تو عکس هستن هماهنگ کرده باشه.

اگه عکساتون جالب یا بامزه باشه هم خیلی عالی میشه.

در صورت نیاز میتونین یه توضیح هم برا عکساتون بدین.

حداکثرتا یکشنبه فرصت دارین که عکس هاتون رو به من(رجائی) یا آقای شکری بدین یا میتونین به ایمیل زیر ارسال کنین:

Ghazale.rj92@yahoo.com

اگر پیشنهادی در این زمینه داشتین میتونین با من در میون بذارین.



ارسال توسط غزاله رجایی
 
تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393



ارسال توسط بر و بچه های گل کلاس
 
تاريخ : سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393

هيچ كس وسوسه اش نكرد

هيچ كس فريبش نداد

او خودش سيب را از شاخه چيد و گاز زد و نيم خورده دور انداخت

او خودش از بهشت بيرون رفت ووقتي به پشت دروازه بهشت رسيد ،ايستاد

انگا ر مي خواست چيزي بگويد ،چيزي اما نگفت

خدا دستش راگرفت و مشتي اختيار به او داد و گفت :برو زيرا كه اشتباه كردي

اما اينجا خانه توست هر وقت كه برگردي

و فراموش نكن كه از اشتباه به آمرزش راهي هست

او رفت وشيطان مبهوت نگاهش كرد

شيطان كوچكتر ازآن بود كه او را به كاري واداركند

شيطان موجود بيچاره اي بود كه دركيسه اش  جز مشتي گناه چيزي نداشت

او رفت اما نه مثل شيطان مغرورانه تا گناه كند

او رفت تا كودكانه اشتباه كند

او به زمين آمد و اشتباه كرد بارها وبارها.اشتباه كرد

مثل فرشته بازيگوشي كه گاهي دري را بي اجازه باز مي كند ،يا دستش به چيزي مي خورد و آن را مي   اندازد

فرشته اي سر به هوا كه گاهي سر مي خورد،مي افتد و دست و بالش مي شكند

اشتباه هاي كوچك او مثل لباس نا مناسبي بود كه گاهي كسي به تن مي كند

اما ما هميشه لباسش را ديديم و قلبش را نديديم كه زير لباسش پنهان بود

ما از اشتباه او سنگي ساختيم و به سمتش پرت كرديم

سنگ هاي ما روحش راخط خطي كرد ومانفهميديم

اما يك روز او بي آنكه چيزي بگويد لباسهاي نامناسبش را درآورد  و اشتباه هاي كوچكش را دور انداخت

وما ديديم كه او دوبال كوچك نارنجي دارد

دو بال كوچك كه سالها از ما پنهان كرده بود

و پر زد مثل پرنده اي كه به آشيانه اش بر مي گدد

او به بهش برگشت وحالا هر صبح وقتي خورشيد طلوع مي كند

صدايش را مي شنويم

زيرا او قناري كوچكي است كه روي انگشتان خدا آواز مي خواند

"عرفان نظر آهاري"

 



ارسال توسط حانیه مهرانی
 
تاريخ : سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393
ارسال توسط حانیه مهرانی
 
تاريخ : یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393

پدر محمد تقی بهار نیز مانند خود او لقب ملک الشعرایی داشته است. وقتی بهار جوان بعد از مرگ پدر مطرح شد و مدعی عنوان ملک الشعرایی، برخی در قوت طبع شعر او تردید کردند و او را به امتحانی بسیار دشوار مکلف نمودند.

امتحان از این قرار بود که بهار می‌بایست در مجلسی حضور پیدا کند و با واژه‌هایی که به او گفته می‌شد، از خود رباعی بسراید که دربرگیرنده همۀ آن واژه ها باشد.

اولین سری واژه‌ها از این قرار بود:

خروس ، انگور ، درفش ، سنگ

و بهار اینچنین سرود :

برخاست خروس صبح برخیز ای دوست
خون دل انگور فکن در رگ و پوست
عشق من و تو قصۀ مشت است و درفش
جور تو و دل ، صحبت سنگ است و سبوست


سپس واژه های :

تسبیح ، چراغ ، نمک ، چنار

بهار سرود :

با خرقه و تسبیح مرا دید چو یار
گفتا ز چراغ زهد ناید ا نو ا ر
کس شهد ندیده است در کام نمک
کس میوه نچیده است از شاخ چنار

و در آخر:

گل رازقی ، سیگار ، لاله ، کشک

و بهار چنین سرود :

ای برده گل رازقی از روی تو رشک
در دیدۀ مه ز دود سیگار تو اشک
گفتم که چو لاله داغدار است دلم
گفتی که دهم کام دلت یعنی کشک

بهار خود می گوید : در آن مجلس جوانی بود طناز و خودساز که از رعنایی به رعونت ساخته و از شوخی به شوخگنی پرداخته با این امتحانات دشوار و رباعیات بدیهه باز هل من مزید گفته و چهارچیز دیگر به کاغذ نوشت و گفت تواند بود که در آن اسامی تبانی شده باشد و برای اذعان کردن و ایمان آوردن من ، بایستی بهار این چهار چیز را بسراید :

آینه ، اره ، کفش ، غوره

من برای تنبیه آن شوخ چشم دست اطاعت بر دیده نهاده ، وی را هجایی کردم که منظور آن شوخ هم در آن هجو به حصول پیوست و آن این است :

چون آینه نورخیز گشتی احسنت !
چون اره به خلق تیز گشتی احسنت!
در کفش ادیبان جهان کردی پای
غوره نشده مویز گشتی احسنت

روحش شاد

 



ارسال توسط نگار احمدی
 
تاريخ : یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393

چند وقتی بود در بخش مراقبت های ویژه یک بیمارستان معروف، بیماران یک تخت بخصوص در حدود ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه جان می سپردند. این موضوع ربطی به نوع بیماری و شدت وضعف مرض آنان نداشت.

این مسئله باعث شگفتی پزشکان آن بخش شده بود به طوری که بعضی آن را با مسائل ماورای طبیعی و بعضی دیگر با خرافات و ارواح و اجنه و موارد دیگر در ارتباط می دانستند.

کسی قادر به حل این مسئله نبود که چرا بیمار آن تخت درست در ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه جان می سپرد.به همین دلیل گروهی از پزشکان متخصص برای بررسی موضوع تشکیل جلسه دادند و پس از ساعت ها بحث و تبادل نظر بالاخره تصمیم گرفتند تا در اولین یکشنبه ماه، چند دقیقه قبل از ساعت ۱۱ در محل مذکور برای مشاهده این پدیده عجیب و غریب حاضر شوند.

در محل و ساعت موعود...

ادامه مطلب...
ارسال توسط نگار احمدی
 
تاريخ : شنبه بیست و سوم فروردین 1393



ارسال توسط زهرا اصل روستا
 
تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم فروردین 1393
 شاگردی از استاد پرسید: منطق چیست؟!

استاد کمی فکر کرد و جواب داد: گوش کنید، مثالی می زنم، دو مرد، پیش من می آیند. یکی تمیز و دیگری کثیف! من به آن ها پیشنهاد می کنم حمام کنند. شما فکر می کنید، کدام یک این کار را انجام دهند؟!  

هر دو شاگرد یک زبان جواب دادند: خوب مسلما کثیفه!

 استاد گفت: نه، تمیزه. چون او به حمام کردن عادت کرده و کثیفه قدر آن را نمی داند. پس چه کسی حمام می کند؟! 

 حالا پسرها می گویند: تمیزه!  

استاد جواب داد: نه، کثیفه، چون او به حمام احتیاج دارد. و باز پرسید: خوب، پس کدامیک از مهمانان من حمام می کنند؟!

 یک بار دیگر شاگردها گفتند: کثیفه!

 استاد گفت: اما نه ، البته که هر دو! تمیزه به حمام عادت دارد و کثیفه به حمام احتیاج دارد. خوب بالاخره کی حمام می گیرد؟!

 بچه ها با سر درگمی جواب دادند: هر دو!

 استاد این بار توضیح می دهد: نه، هیچ کدام! چون کثیفه به حمام عادت ندارد و تمیزه هم نیازی به حمام کردن ندارد!  

شاگردان با اعتراض گفتند: بله درسته، ولی ما چطور می توانیم تشخیص دهیم؟! هر بار شما یک چیزی را می گویید و هر دفعه هم درست است…

 استاد در پاسخ گفت: خوب پس متوجه شدید، این یعنی: منطق!!! خاصیت منطق بسته به این است که چه چیزی را بخواهی ثابت کنی! 



ارسال توسط غزاله رجایی
 
تاريخ : سه شنبه نوزدهم فروردین 1393
هیچکی منو دوس نداره!!!!!!!!!


وقتی میگم برو اونور ینی ....


بد بد بد بد بد......


حالا دیگه نوبت منه!!!!!!!1


مگه مجبوری اخه؟؟؟؟؟!!!!!



چه عشوه ای!!! خدااااا....

اااوووووووف!!!!!!!





ارسال توسط زهرا اصل روستا
 
تاريخ : یکشنبه هفدهم فروردین 1393
سلاااااام...


"وصیت نامه چارلی چاپلین به دخترش "  بنظرم یک وصیت نامه معمولی نیست !


                             لطفا جند دقیقه اینجا توقف کنید...




ادامه مطلب...
ارسال توسط آیدا رجبی
 
تاريخ : یکشنبه هفدهم فروردین 1393
از سلسله تولدای فروردین ماهمون، میرسیم به تولد یکی از خانم دکترای خوش ذوق و خوش نویس ، مهربون ،همه فن حریف، شوخ طبع با ظاهری جدی!!، دائم الهندزفری!! حتی موقع نمازخوندن (البته تاکید داره که خاموووووشه :)) ) ، عاشششق فراگیری زبانهای بیگانه .

و. . . که اینجا جاش نیست!( البته جاش هستا. . .ولی به دلیل شرایط امنیتی قابل ذکر نیست!!!)

 خانم دکتر مریم سلمانی   

  تولدت مبارک

ایشالا همیشه همینطوری شیطون و شاداب و موفق باشی.



ارسال توسط بر و بچه های گل کلاس
 
تاريخ : شنبه شانزدهم فروردین 1393
به به تولد اون پسرك زيبا روي خوش مرام باحال خودمونه...

همانكه حضرت حافظ در موردش اين چنين سرود :

اگر آن ترك شيرازي به دست آرد دل مارا

.

.

.

يا به قول دوستان :

اگر بخواد آن ترك شيرازي به دست آرد دل مارا

يه بار ديگه پيتزا دهد مارا...

بعله ديگه...تولد آق نويد منافي مي باشد. تا باشه از اين تولدا باشه...

موفق و شاد و سربلند باشي داداش...



ارسال توسط بر و بچه های گل کلاس
 
تاريخ : جمعه پانزدهم فروردین 1393
سلام...

هنوز شروع نشده ی عذرخواهی از دوستانی ک چهاردهم تولدشون بوود... واقعا مشکلات و اتفاقاتی پیش اومد  که نتونستیم ب موقع پست تولدتونو بذاریم... بریم سراغ تبریک تولد...

دیروز تولد دوتا از آقا پسرای گل کلاس بوود... مثه همیشه از اون پسرای باشخصیت و خوب کلاس...

دیروز تولد فرشید ناظری و علی ژاله آرا بووود... تولدتون مبارک!!... ایشالا که همیشه شاد باشید و امسال هم یکی از بهترین سال های عمرتون باشه... بازهم از هردوتون معذرت میخوایم و بهترین هارو براتون آرزومندیم...

بازم تولدتون مبارک!!!!



ارسال توسط بر و بچه های گل کلاس
 
تاريخ : پنجشنبه چهاردهم فروردین 1393

 
 
آتش در این کاشانه اصلاً دیدنی نیست
خاکستر این خانه اصلاً دیدنی نیست

در پیش چشمان ترِ یک شمع خاموش
افتادن پروانه اصلاً دیدنی نیست

وا می شد این در رو به اقیانوس و امروز
پشت در این خانه اصلاً دیدنی نیست

دستان ساقی بسته و ساغر شکسته
خون بر درِ میخانه اصلاً دیدنی نیست

بر صورت معصوم یک زن جای یک دست
یک دست نامردانه اصلاً دیدنی نیست

باور کنید افتادن یک مرغ زخمی
بین چهل دیوانه اصلاً دیدنی نیست

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم...
نه رفتن جانانه اصلاً دیدنی نیست

پ.ن:شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) رو به همه ی دوستان تسلیت میگم.



ارسال توسط حامد باباخانیان
 
تاريخ : سه شنبه دوازدهم فروردین 1393
ارسال توسط آیدا رجبی
 
تاريخ : دوشنبه یازدهم فروردین 1393
سلام... ضمن تبریک مجدد سال نو... خواستم چنتا نکته ریز رو یادآوری کنم!!

اول اینکه کلاس ها روز شنبه 93/1/16 تشکیل میشه...

دوم هم اینکه بالاخره موفق به دریافت اسلایدهای ژنتیک شدم... میتونید از لینک زیر دانلودشون کنید...

اسلاید ژنتیک

این نکته رو هم اضافه کنم که طبق فرمایش استاد در کلاس... بعد از تعطیلات از جلسات گذشته درس ژنتیک امتحان کلاسی گرفته میشه...



ارسال توسط سهيل شكري
 
تاريخ : یکشنبه دهم فروردین 1393
سلااااممم!

سال نو همگی مبارک!

و اما تبریک تولد نفر دوم!! یکی از خانم دکترای دوست داشتنی کلاسمون... 

" خانم دکتر مینا رستمی "

 

   چه لطیف است حس آغازی دوباره

و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس...

و چه اندازه عجیب است روز ابتدای بودن!

و چه اندازه شیرین است امروز...

روز میلاد...

روز تو!

روزی که تو آغاز شدی!

مینا جان تولدت مبارک

زیباترین گل ها را برای زیبایی زندگیت و کوتاهی عمرشان را برای غم هایت آرزو مندیم

و چه زیباست ر



ارسال توسط بر و بچه های گل کلاس
 
تاريخ : یکشنبه دهم فروردین 1393
چه خبره... آخ جووون بازم تولد... اما کی میتونه باشه؟؟؟

ابنجوری که از شواهد معلومه امروز تولد 2 نفر رو داریم... اما تولد کیه؟؟ یکیشون از پسرایی که خیلی گل های گله... ساکت و آروم... درس خون... توانمند تو بازی های رایانه ای!! (دوستان در جریانن!!) البته شانسی میبره ها!!! دیگه حدس زدن و تبریک گفتنش با شما!! راهنمایی هم داریم!!



دوست خوب مون... تولدت خیلی خیلی مبارک!! ایشالا همیشه موفق و سلامت و شاد و خرّم و شنگول و منگول و حبه انگور باشی!! امیدواریم... در سال جدید به آرزوهات برسی....



ارسال توسط بر و بچه های گل کلاس
 
تاريخ : شنبه نهم فروردین 1393
سلام!!

معلوم که حسابی تعطیلات داره خوش میگذره.... اینو از آمار وبلاگ میشه فهمید!!

اما میریم که داشته باشیم اولین پست تبریک تولد سال 1393 هجری خورشیدی رو... اونم تولد چه کسی!!! :)

امروز تولد اون پسریه که واسه کلاس و همکلاسیاش کار زیاد انجام داده... کسی که واقعا پسر خوبیه و از باجنبه ترین آدمایی که دیدم... با مرام و خوش ذوق و اهل کتاب و مطالعه و ادبیات و ... 

حرف و داستان و تعریف ازش زیاد داریم... ولی اینجا جاش نیس...

عاقا خودتون فهمیدید دیگه... حامد باباخانیان عزیز تولدت مبارک با آرزوی بهترین ها برات... ایشالا امسال آغازی باشه برای موفقیت های روز افزونت و هرروز شاهد موفقیت هات باشیم... شاد و سلامت باشی... باز هم تولدت مبارک!! 

از اونجایی که پستای تولد همیشه پر از گل و بلبل وخنده و شادیه... ی عکس یکم بامزه و مجاز!! از صاحب تولد ، تو پست میذاریم شاید وبلاگ مون شاد شه!! :)))

ایشالا که حامد خان این پیشکش رو بپسنده!!


پ.ن: در این عکس ، نام برده نگران ماشینی بوود که نزدیک بود عکاس رو له کنه!! البته تو عکس بیشتر ذوق کرده!! در این عکس افراد دیگری نیز حاضر بوودند!! (عکاس: محمد وسی) یادش گرامی باد!! :)))



ارسال توسط بر و بچه های گل کلاس
 
تاريخ : جمعه هشتم فروردین 1393
                                                                                 :O:'(@_@:-(

   نفس  باد  صبا  آفت  جان  خواهد شد      عيد مي آيد  و  اجناس گران  خواهد شد

   قيمت  ميوه  و  شيرينيو  آجيل  و لباس     باز هم سرويسگر فک و دهان خواهد شد 

  مادرم چند ورق ليست به من خواهد داد       و  سرا  پاي  وجودم  نگران خواهد شد  

  مي رسد مرحله ي سخت و نفسگير خريد     نو بت گنده ترين کار جهان خواهد شد

  هفتادميليون آدم و يک عيد , آنهم پر خرج    وقت فرسودن اعصاب وروان خواهد شد

   هانيه  جان ,نعره  بر آرد  که  ندارم  مانتو      کامران از  پي او  تيز  دوان  خواهد شد

   که پدرکفش و کت و پيرهني مي خواهم     بعد از او نسترنم مرثيه خوان خواهد شد

   قيمت پسته و آجيل به قلبه آسيب پذير       باز هم  واي که  آسيب رسان خواهد شد 

  زير  بازارچه  با قيمت  ماهي  يا گوشت       آسمان  دور  سرم  ,  دوران  خواهد شد        

  مغز    گردو   شده   مانند  طلا  مثقالي       مغزم از قيمت آن سوت کشان خواهدشد

                                                                             "  عيدتون مبارک و ايام به کام  "     




ارسال توسط حمید خدرلو
 
تاريخ : چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392

امروز دنیا متبسم تر و آسمان آبی تر از همیشه است

  تمام آسمانها و ستارگان در التهابی بی سابقه اند

   پلک جهان میپرد دلش گواهی میدهد که اتفاقی در راه است

      دلم میخواهد همه چیز را توصیف کنم ولی ...

                چه حقیرند واژه ها در توصیف شکوه آمدنت

                      چه عاجزند جملات در بیان شوق پدر و مادرت

                              ومن چه ناشیانه خوشحالیمان را از بودنت ابراز میکنم

                                        

      مهسا خانوم ارفعی تولدت مبااارک

                    

    با آرزوی بهترینها .........

 



ارسال توسط بر و بچه های گل کلاس

اسلایدر